شرايط مبعوث – محمد موسی زکی

شرايط مبعوث – محمد موسی زکی

 

شرايط مبعوث
                                                           محمد موسی زکی
 
انسانهاي عادي به طورمستقيم از وسيلة شناخت (دين) بهره‌مند نمی‌شوند و لياقت دريافت وحی را ندارد «و ما کان الله ليطلعکم علی الغيب و لکن الله يجتبی من رسوله من يشاء»[1]ناگزير وحي را پيامبران به افراد عادی مي رسانندوآنان بايد دارای شرايط ذيل باشند:
1- عصمت
برای اين‌که پيام الهی سالم و دست‌نخورده به بندگان برسد، به مقتضای حکمت، علم و قدرت خداوندی بايد به کسی سپرده شود که مصئون از تحريف عمدی و سهوی بوده باشد و لذا پيامبران و فرشته وحی بايد معصوم باشند.[2]
2- اعجاز
پيامبربايد به‌گونة به مردم معرفی شود که حجت بر آنان تمام شود و ادعای نبوت« نبی» را قبول کنند.
صدق ادعای پيامبران واقعی از سه راه ثابت می‌گردد:
1- از راه قرآين اطمينان‌بخش مثل صداقت و عدم انحراف از مسير حق در طول زندگی.
2- معرفی نبی قبل يا معاصراو.
3- اگر کسی با مدعی نبوت زندگی نداشته باشد و پيامبر ديگری را هم درک نکرده باشد، از راه اعجاز پی‌به نبوت می‌برد.
پيامبر خاتم7 هر سه شرط را داشته است.[3]
3- رهبري بي‌نظير
پيامبر پيام خدا را به خلق خدا ابلاغ مي‌کند و نيروهاي آن‌ها را بيدار مي‌نمايد و سامان مي‌بخشد و به‌سوي خداوند وآنچه رضاي او است يعني صلح ، صفا ، اصلاح‌طلبي ، بي‌آزاري ، آزادي از غير خدا ، راستي ، درستي، محبت ، عدالت و ساير اخلاق حسنه دعوت مي‌کند و بشريت را از زنجير اطاعت هواي نفس و اطاعت انواع بت‌ها و طاغوت‌ها رهايي مي‌بخشد.
رهبري خلق و سامان بخشيدن و به حرکت در آوردن نيروهاي انساني در جهت رضاي خدا و صلاح بشريت لازمة پيامبري است.
4- خلوص بي‌نظير
پيامبران چون تکيه‌گاه خدايي دارند و هرگز از ياد نمي‌برند که رسالتي از طرف خداوند بر عهدة آن‌ها گذاشته شده است و کار او را انجام مي‌دهند، در کار خود نهايت خلوص رادارند يعني هيچ منظور و هيچ هدفي جز هدايت بشر که خواسته خداوند است ندارند، از مردم اجر براي انجام رسالت خود نمي‌خواهند.
قرآن کريم در سورة شعراء به‌طور خلاصه گفتارعدة از پيامبران را در مواجهه با قوم‌شان نقل کرده است ، البته هر پيغمبري به مناسبت مشکل و مشکلاتي که در راه خويش مي‌ديده است يک نوع پيام براي قوم خود داشته است ولي يکي از مطالبي که در پيام همة پيامبران تکرار شده است اين است‌که:« من اجر و مزدي از شما نمي‌خواهم». لذا خلوص و بي‌نظري يکي از مشخصات پيامبري است.
5- قاطعيت بي‌نظير
پيام پيامبران همواره با يک قاطعيت بي‌نظير همراه است، آنان به حکم اين‌که خود را مبعوث احساس مي‌کنند و در رسالت خويش و ضرورت آن و ثمربخشي آن کوچک‌ترين ترديدي ندارند با چنان قاطعيتي پيام خويش را تبليغ مي‌کنند و از آن دفاع مي‌کنند که مانندي براي آن نتوان يافت.
حضرت موسي با برادرش هارون ‌‌که جامه‌هاي پشمينه برتن داشتند، با کمال قاطعيت به فرعون ابراز داشتند: اگر دعوت ما را نپذيري زوال حکومت تو قطعي است و اگر دعوت ما را بپذيري و به راهي که ما مي‌خواهيم وارد شوي عزت تو را تضمين مي‌کنيم.
فرعون با تعجب فراوان گفت: اين‌ها راببنديد که از تضمين عزت من در صورت پيروي آن‌ها و‌ زوال حکومت من در صورت پيروي نكردن سخن مي‌گويند.
پيامبر ما در سال‌هاي اول بعثت كه عدة مسلمانان شايد از شمار انگشتان دو دست تجاوز نمي‌کرد، در جلسة يوم‌الانذار بزرگان بني‌هاشم را گرد آورد و رسالت خويش را به آنان ابلاغ نمود و با صراحت و قاطعيت اعلام کرد که دين من جهان‌گير خواهد شد و سعادت شما در پيروي و قبول دعوت من است.
اين سخن آن‌چنان سنگين و باور نکردني آمد که جمعيت با تعجب به يکديگر نگاه کردند و جوابي نداده متفرق شدند.
هنگامي که ابوطالب عموي پيغمبر اکرم7پيام قريش را مبني بر اين‌که« حاضريم او را به پادشاهي برگزينيم، زيباترين دختران خود را به زني به او بدهيم، او را ثروتمند‌ترين فرد خود گردانيم، به شرط اين‌که از سخنان خود دست بردارند» به آن حضرت ابلاغ کرد، در جواب فرمود: به خدا قسم اگر خورشيد را يک کف دستم و ماه را در کف ديگرم قرار دهند، هرگز از دعوت خود دست بر نمي‌دارم.
6- سازندگي
پيامبران که به نيروها تحرک مي‌دهند و سامان مي‌بخشند کارشان فقط ساختن فرد و جامعة انساني است. محال است که در جهت فاسد کردن فرد و يا تباهي جامعة انساني عمل کنند، اگر اثر دعوت يک مدعي پيامبري، فاسد ساختن انسان‌ها، از کار انداختن نيروهاي آن‌ها يا به فحشا و هرزگري افتادن انسان‌ها و يا تباهي و انحطاط جامعة انساني باشد، خود دليل قاطعي است بر اين‌که اين مدعي در ادعاي خودش صادق نيست.
7- مبارزهء پي‌گير
مبارزه با شرک‌ها، خرافه‌ها، جهالت‌ها، خيال‌بافي‌ها ، ظلم‌ها و ستم‌گري‌ها يکي ديگر از علائم و نشانه‌هاي صداقت يک مدعي پيامبري است. محال است که پيامبر واقعي از جانب خدا برگزيده شود، امادر پيامش چيزي باشد که بوي شرک بدهد، و يا به کمک ظالم و ستمگر بشتابد.


. آل عمران /179.[1]
[2]. انعام /124؛ جن /26-28؛ انفال /42؛ شعرا /193، 107، 125، 143، 164، 178؛ تکوير /20-21؛ اعراف /68؛ دخان /18؛نجم /5؛ الحاقة/ 44-47.
. محمد تقي مصباح يزدي ، آموزش عقايد، 240-265.[3]



:: موضوعات مرتبط: دینی , ,
|
امتیاز مطلب : 13
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : حقیقت
تاریخ :
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه: